براي دانلود نمرات پايان ترم درس آزمايشگاه گياهشناسي نيمسال دوم ۸۹-۹۰، فايل Excel ذيل را دانلود نمائيد.
"نمرات پایان ترم آزمایشگاه گیاهی"
موفق باشید
توضيحاتي در خصوص امتحان پايان ترم درس آزمايشگاه گياهشناسي نيمسال دوم ۸۹-۹۰:
امتحان در روز دوشنبه، مورخه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۰ رأس ساعت ۱۰ صبح آغاز شده و تا ۱۵:۵۰ بعدازظهر به طول خواهد انجاميد. بدليل كثرت تعداد دانشجو، امتحان در ۱۲ گروه ۹ نفره و ۱ گروه ۶ نفره برگذار خواهد شد. زمان امتحان هر گروه ۲۰ دقيقه در نظر گرفته شده است.
دانشجويان محترم با دريافت فايل اكسل موجود در اين پُست، گروههاي خويش را مشاهده نموده و رأس ساعت تعيين شده در آزمايشگاه حضور داشته باشيد.
براي دريافت فايل اكسل، اينجا را كليك نمائيد.
با آرزوي موفقيت براي همگي شما عزيزان
* براي مشاهده تغييرات اعمال شده، فايل جديد اكسل را دانلود نمائيد
برگ:
برگ و ساقه هر دو از مريستم مشتركي به نام "مريستم انتهايي نوك ساقه" بوجود ميآيند. برگ طول موجهاي سرخ و آبي نور خورشيد را جذب ميكند. اصطلاح فيلوم به انواع برگهايي كه روي گياه ظاهر ميشوند گفته ميشود. تعرق و فتوسنتز نقشهاي اصلي برگ به شمار ميآيند.
![]()
* تصویری شماتیک از برش عرضی برگ یک گیاه دو لپه
ساختار بيروني برگ:
برگ از پهنك و دمبرگ تشكيل شده است. پهنك صفحه مسطحي است و رگبرگها ادامه دمبرگ بوده و در سطح زيرين مشخصتر هستند. دمبرگ ميله كوتاهي است كه پهنك را در محل گره به ساقه متصل ميكند. قاعده برگ گاهي به صورت غلاف يا نيام گسترش مييابد. ضمايمي به نام گوشوارك و زبانك هم در برخي گونهها قابل رؤيت است.

ساختار دروني برگ:
* تمام بافتهاي برگ از بشره، پارانشيم پوستي و دستجات آوندي تشكيل يافتهاند.
* برگ به جاي تقارن محوري، داراي تقارن دو طرفي است.
۱- دمبرگ:
۲- رگبرگها:
رگبرگ ادامه رشتههاي آوندي دمبرگ است و در ساختار آن بافتهاي نگهدارنده كلانشيم و يا اسكلرانشيم نيز وجود دارد. انتهاي رگبرگها به يك تراكئيد (آوند چوبي بسته) ختم ميگردد. در بسياري از دو لپهايها غلاف آوندي به هر طرف يكي از دو بشره يا معمولاً هر دو بشره گسترش مييابد.
۳- پهنك:
در برش عرضي پهنك سه نوع بافت اصلي ديده ميشود:
¤ بشره فوقاني (زبرين) و بشره تحتاني (زيرين):
لايه بشره تمامي سطح برگ را ميپوشاند و به بشره شاخهاي كه برگ بر روي آن واقع شده متصل ميشود.
پارانشيمي است كه فضاي بين بشره زبرين و زيرين برگ را پر ميكند. ياختههاي مزوفيل حتي پس از بلوغ داراي ديواره نازك و هستهاند.
رگبرگها ادامه رشتههاي آوندي دمبرگ هستند كه شبكه گستردهاي را در مزوفيل تشكيل ميدهند. رگبرگهاي اصلي غالباً در سطح پهنك برجستهاند و همان تشكيلات دمبرگ در آنها ديده ميشود.
برگ گیاهان تک لپهای:
¤ وجود رگبرگ موازي شاخص بارز گياهان تك لپهايست.
¤ در تيره غلات، برگها دراز و نواري بوده و از دو بخش پهنك و نيام (قاعده دمبرگ) تشكيل يافته است.
¤ نيام گاهي به بزرگي پهنك است و به صورت غلاف در ميآيد.
نمونه مورد مطالعه در بخش تك لپهاي، برگ ذرت (Zea mays) ميباشد:

* برش عرضي برگ ذرت
A = spongy mesophyll; B = upper epidermis; C = upper cuticle; D = xylem
E = vein; F = phloem; G = lower cuticle; H = guard cell and stoma
* آوند چوبي در بالا (رو به اپيدرم فوقاني) و آوند آبكش در قسمت پائين (رو به اپيدرم تحتاني)
* وجود سلولهاي موتور در اپيدرم فوقاني
* وجود غلاف آوندي در اطراف دستجات آوندي
* پراكنش تقريباً برابر روزنهها در هر دو اپيدرم فوقاني و تحتاني
* وجود كلروپلاست فراوان در مزوفيل و غلاف آوندي

ساقه:
ساقه داراي رشد طولي و رشد قطري است. تمام ساقهها رشد طولي دارند ولي رشد قطري در همه آنها ديده نميشوند. هر دو نوع رشد نتيجه تقسيم ياختههاي مريستمي و توليد ياختههاي جديد است. رشد طولي هميشه مقدم بر رشد قطري است و ساقههايي كه داراي هر دو نوع رشدند، ابتدا رشد طولي را آغاز ميكنند. به همين مناسبت رشد طولي را رشد نخستين و رشد قطري را رشد پسين مينامند. رشد پسين از يك سو استحكام ساقه را سبب ميشود و از سوي ديگر هر سال ياختههاي جوان و فعال جديدي به وجود ميآورد كه انتقال مواد را در گياه برعهده دارند. رشد پسين، بين بافتهاي نخستين، كه در نقاط مختلف سراسر ساقه و ريشه قرار دارند، نوعي پيوستگي به وجود ميآورد و امكان ميدهد كه گياه مدت بيشتري زندگي كند.
تفاوت ساختار ساقه در تك لپهايها (Monocot) و دو لپهايها (Dicot):
۱. در تك لپهايها تشخيص پارانشيم پوستي از استوانه مركزي دشوار است.
۲. در دو لپهايها كامبيوم آوندي در خارج آبكش پسين و در داخل چوب پسين توليد مينمايد (براي ديدن تصوير، اينجا را كليك كنيد)
۳. در ساقه دو لپهايها و بازدانگان، پروكامبيوم و در نتيجه دستجات آوندي در يك رديف حلقهوار تمركز يافتهاند. در حاليكه در تك لپهايها جز در موارد معدود، در اكثر نمونهها، دستجات آوندي به شكل V و در سرتاسر بافت پارانشيم پراكندهاند.
۴. پارانشيم مغز در تك لپهايها، اكثراً تحليل يافته و توخالی است (نمونه بارز آن را در ساقه گندم (Triticum) ميتوان مشاهده نمود).
برش عرضی (Cross section):
در تصویر زیر، ساختار ساقه در تک لپهایها (سمت چپ) و دو لپهايها (سمت راست) با هم مقایسه شده است. به پراکنش دستجات آوندي در اشكال (A) و (C) و طرز قرارگيري آوندهاي چوب-آبكش در اشكال (B) و (D) دقت نمائيد:

* ساقه دو لپهايها (سمت راست) و تک لپه ایها (سمت چپ)
¤ نمونه بارز ساقه تک لپهاي را ميتوان در ذرت (Zea mays) مشاهده نمود.
¤ برای مشاهده ساقه دو لپهايها ساقه نعناع (Mentha piperita) در نظر گرفته شد. جهت مشاهده برش عرضي ساقه نعناع ميتوانيد به دو گزينه ذيل مراجعه نمائيد:
- برش تهيه شده توسط دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد سنندج، نیمسال دوم ۸۷-۸۸
- برش تهيه شده توسط دكتر حسن زالي
برش طولی:
در برش طولي ساقه، آوندهاي چوب (Xylem) و آبكش (Phloem) بصورت تصوير شماتيك ذيل مشاهده ميشوند. البته لازم به توضيح است كه:
- اجزاء بافت چوبي:
عناصر تراكئيدي (Tracheary elements) [شامل آوندهاي چوبي ناقص یا "تراكئيد" (Tracheid) و آوندهاي چوبي كامل یا "وسل" (Vessel)] و فيبر (Fibre)
- اجزاء بافت آبكش:
ياخته آبكش (Sieve tube)، ياخته همراه (Companion cell) و فيبر (Fibre)

در آوندهاي چوبي؛ از نظر تكاملي، در ابتدا تزئينات حلقوي بوجود ميآيند و سپس به ترتيب آرايشهاي مارپيچي، نردباني، مشبك و منقوط. بدين سبب، آوندهاي حلقوي پيرترين و آوندهاي منقوط جوانترين آوندهاي چوبي به شمار ميآيند.
تراكئيد، وسل و آوندهاي آبكش را در برش طولي ذيل ميتوان به وضوح مشاهده نمود.

* مشاهده دستجات آوندي در برش طولي ساقه ذرت
* براي مشاهده ساختار ساقه در نمونههاي بيشتر، اينجا را كليك كنيد.
* امتحان پايان ترم آزمايشگاه گياهشناسي رأس ساعت ۵ بعدازظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۲ خرداد ماه ۱۳۸۹، در آزمايشگاه گياهشناسي برگزار خواهد شد. لازم به ذكر است كه زمان امتحان براي هر گروه، ۳۰ الي ۴۰ دقيقه به طول خواهد انجاميد
* جلسه پاياني كلاس آزمايشگاه در مورخ سهشنبه ۱۱ خرداد ماه ۱۳۸۹، رأس ساعت ۶ بعدازظهر، به مرور مطالب تدريس شده بصورت مشاهده لامهاي آماده و تهيه شده توسط دانشجو، اختصاص خواهد يافت. حضور دانشجو در اين جلسه اختياري بوده، لذا در صورت احساس نياز به مرور مطالب در محيط آزمايشگاه، ميتوانيد در ساعت اعلام شده مراجعه نموده و رفع اشكال نمائيد
موفق باشيد
ريشه تكلپهايها:
در برش عرضي ريشه تك لپهايها و ساختار نخستین دو لپهایها، دو منطقه قابل تشخيص است:
۱- منطقه بيروني یا پوست (Cortex)
۲- منطقه دروني یا استوانه مرکزی (Stele)
منطقه بیرونی شامل: اپیدرم (Epidermis)، پارانشيم پوست (Cortex)، آندودرم (Endodermis)
منطقه دروني شامل: دايره محيطيه (Pericycle)، دستجات آوندي (Xylem + Phloem)، مغز و اشعه مغزی (Pith)
منطقه بيروني:
منطقه بيروني ريشه با اپيدرم و تارهاي كشنده شروع شده و سپس پارانشيم پوستي (بخش اعظم برش عرضي ريشه در تكلپهايها) و در نهايت به آندودرم ختم ميشود

* برش عرضی ریشه در تک لپهايها
آندودرم از اختصاصات ويژه تكلپهايها بوده كه تركيبي از سوبرين يا ليگنين ديواره دروني يا جانبي آن را ميپوشاند و به آن ساختار Uشكل ميدهد. اصطلاحاً به اين قاب يا كمربند ضخيم كه به دور ياختههای آندودرم قرار گرفته نوار كاسپارين (Casparian strip) ميگويند. ورود آب تنها از طريق ياختههاي فاقد چنين ديواره ضخيمي صورت ميگيرد كه به آنها سلولهاي معبر يا گذرگاه (Passage) میگویند
* موقعيت نوار كاسپارين و سلولهاي معبر در برش عرضی ریشه زنبق
منطقه دروني:
منطقه دروني با دايره محيطيه شروع شده، سپس دستجات آوندي (شامل بافت چوب و آبكش) و در نهايت پارانشيم مغز و اشعه مغزي است. دايره محيطيه در بيشتر اوقات يك رديفي بوده كه درست در زير آندودرم واقع شده و منشأ ريشههاي فرعي است
بافت چوبي خود شامل چوب اوليه (Protoxylem) و چوب ثانويه (Metaxylem) بوده كه آوند آبكش مابين آنها قرار ميگيرد (رنگ بنفش در اين تصوير). بافت چوبي در تك لپهايها، همان طوريكه در تصوير زير مشاهده ميشود، رشد رو به مركز دارد. به عبارتي متاگزيلم در مركز و پروتوگزيلم دور از مركز (مشاهده ريشه ذرت به عنوان يك تكلپه). لازم به ذكر است كه تعداد دستجات آوندي در ريشه تك لپهايها به مراتب بيشتر از دو لپهايهاست
* به رشد رو به مركز بافت چوبي (Xylem) در تك لپهايها و موقعيت بافت آبكش (Phloem) مابين آنها دقت كنيد
ريشه دو لپه:
ساختار نخستين ريشه دو لپهايها مشابه تك لپهايها بوده با اين تفاوت كه آرايش Polyarch از ويژگيهاي ريشههاي گياهان تك لپهاي است. (تعداد گروههاي پروتوگزيلم ممكن است يك (Monoarch)، دو (Diarch)، سه (Triarch) يا بيشتر از آن (Polyarch) باشد)
* ساختار نخستين ريشه يك گياه دو لپهاي
ساختار پسين ريشه حاصل فعاليت دو لايه زاينده كامبيوم و فلوژن ميباشد. دستجات پروتوگزيلم در تصوير فوق Triarch و در این تصویر Tetrarch ميباشد. لايه زاينده پروكامبيوم (residual procambium) مابين بافت چوبي و آبكشي قرار گرفته است
لايهاي پيوسته از كامبيوم آوندي از طريق تبديل دايره محيطيه به ياختههاي مريستمي و پروكامبيوم آوندي باقيمانده كه تبديل به كامبيوم آوندي شده، بوجود ميآيد. اين لايه ابتدا موجدار بوده و از قسمت بيروني آوندهاي چوبي نخستين و قسمت دروني آوندهاي آبكشي نخستين ميگذرد. كامبيوم آوندي از طرف داخل، آوندهاي چوبي پسين و از طرف خارج، آوندهاي آبكشي پسين را توليد ميكند (موقعيت دستجات آوندي را در ساختار پسين ريشه در گياهان دو لپهاي در اين تصوير مشاهده نمائيد)
* ساختار پسین ریشه در یک گیاه دو لپه
رشد آوندهاي چوبي پسين سريعتر است، لذا حلقه كامبيوم آوندي رفته رفته به صورت دايره كاملي ظاهر ميشود. فعاليت كامبيوم در زمستان متوقف شده و هنگار بهار مجدداً آغاز ميگردد. به همين دليل آوندهاي بهاره از آوندهاي پائيزتر فراختر بوده و ديوار آنها نازكتر ميباشد
* برای مشاهده ساختار ریشه در تربچه به سایت "دكتر زالي" مراجعه نمائید
** جهت مطالعه ساختار ريشه، خصوصاً ساختار پسين آن در دو لپهايها و بازدانگان مطالعه گفتار چهارم كتاب "تشريح و مورفولوژي گياهي" فريدهدخت سيد مظفري توصيه ميشود
ريشه: (Root)
ریشه اندامی از گیاه است که معمولاً در خاك قرار دارد و موجب ثابت نگاه داشتن ساقه و اجزای آن میگردد. عمل مهم دیگر ریشه جذب آب و مواد غذایی اولیه نظیر آب و املاح مختلف از زمین بوده و همچنین ذخیره مواد غذايي. علاوه بر این اعمال اصلی، ریشه نظیر ساقه رشد كرده و محل عبور شيره خام (از ريشه به برگ) و شيره پرورده (از برگ به ساير بخشهاي گياه) ميباشد
اجزاء مختلف ريشه:
در برش طولي (Longitudinal section) ريشه گياهان تك لپه (Monocot) و دو لپه (Dicot)، ساختار ذيل قابل مشاهده ميباشد:
۱- کلاهک: (Root Cap)
قسمت انتهايي ريشه را كلاهك مينامند. یاختههای رأسی و خارجی کلاهک به تدریج و بطور مداوم در اثر تماس با خاک و عوامل محیطي به صورت پوستههای نازکی جدا شده و در عین حال بطور دائم نیز بوسیله یاختههای مریستمی رأس ریشه ساخته ميشوند (به موقعيت كلاهك در گياهان تك لپه و دو لپه در شكل زير توجه نمائيد)
* برش طولي ريشه در گياه تك لپه (سمت راست) و دو لپه (سمت چپ)
لازم به ذكر است كه در منطقه مريستمي و بالاتر از كلاهك ریشه، محدودهاي وجود دارد كه به آن منطقه آرام (quiescent region) ميگويند. در اين بخش تقسيم ياختهاي به ندرت صورت ميگيرد

۲- منطقه مریستمی: (Meristematic region)
سلولهای حاصل از تقسيم این منطقه ضمن تمایز، سلولهای مختلف ریشه را بوجود میآورند
۳- منطقه نمو یا طویل شدن: (region of elongation)
یاختههای حاصل از تقسیم یاختههای مریستم ریشه، در این ناحیه طویل میشوند

۴- منطقه تمايز يا تارهای کشنده: (region of differentiation)
بیشتر مواد غذایی از این منطقه جذب گیاه اولیه میشود. ضمناً یاختههای داخلی همین منطقه تغییر شکل و ساختمان داده و موجب تشکیل بافتهای مختلف در ریشه میگردد. لذا این منطقه را ناحیه تمایز نیز مینامند

* اجزاء مختلف ريشه در برش عرضي (سمت راست) و طولي (سمت چپ)
* جهت مطالعه بيشتر انواع ريشه و مورفولوژي آن، مطالب لينك شده ذيل توصيه ميشود:
- سايت "رشد" با عنوان مورفولوژي ريشه
- وبلاگ "مهندسي كشاورزي" با عنوان انواع ريشه
- سايت "مهندسي كشاورزي-باغباني" با عنوان سيستمهاي ريشه
بافتهاي ترشحي را ميتوان به انواع زير تقسيم كرد:
۱- ياختههاي ترشحي (Secretory cells): مغز ساقه گل رز، گياه حشرهخوار Drosera
۲- بشره ترشحی: گلبرگهاي گل رز، گلبرگهاي بنفشه
۳- كركهاي ترشحي: ساقه و برگ شمعداني
۴- مجاری ترشحی: دمبرگ عشقه، برگ كاج (برش عرضی، برش طولی)

* وجود مجاری ترشحی (Resin canal) در برش عرضي برگ كاج (تصوير شماتيك)
۵- كيسههاي ترشحي: بر حسب نحوه تشكيل كيسههاي ترشحي، معمولاً سه نوع كيسه قابل تشخيص است:
الف) كيسههاي اسكيزوژن (Schizogene): یاختههاي ترشحي از هم فاصله گرفته و فضاي بين ياختهاي وسيع تبديل به كيسه حاوي مواد ترشحي ميشود. مانند: كيسههاي ترشحي گل راعي
ب) كيسههاي ليزيژن (Lysigene): فضاي درون كيسه در اثر از بين رفتن ياختههاي قديمي بافت ايجاد ميگردد. مانند: كيسههاي ترشحي موجود در برگ لیمو
ج) كيسههاي اسكيزوليزيژن (Schizolysigene): در اين نوع از انواع كيسههاي ترشحي، هر دو مورد قبلي با هم مشاهده ميشود. به اين ترتيب كه تعدادي از ياختهها از هم فاصله گرفته و برخي نيز از بين ميروند. اين نوع كيسه ترشحي در پوست اكثر مركبات ديده ميشود. (پوست پرتقال)
۶- لولههای ترشحی (لاتيسيفرها): به دو صورت ميتوان لاتيسيفرها را تقسيمبندي نمود:
الف) بر اساس وجود يا عدم وجود شيرابه: (شيرابه در گونههاي مختلف رنگهاي متفاوتي دارد)
- لاتيسيفرهاي شيرابهدار: كاهو (سفيد)، خرزهره (بيرنگ)، ماميران از خانواده خشخاش (نارنجي)
- لاتيسيفرهاي بدون شيرابه: در اين صورت ممكن است لاتيسيفرها حاوي موادي مانند صمغها، تاننها، قندها و آلكالوئيدها باشند
ب) بر اساس ساختار:
- لاتيسيفرهاي بند بند (Articulate):
۱- ساده: پیاز خوراکی، سير، پيچك، موز
۲- منشعب: كاهو، خشخاش
- لاتيسيفرهاي بدون بند (Nonarticulate):
۱- ساده: گزنه، شاهدانه، خرزهره
۲- منشعب: ساقه فرفيون (Euphorbia)، فیکوس
* جهت دستيابي به اطلاعات بيشتر در خصوص انواع بافتهاي ترشحي، مطالعه كتاب "تشريح و مورفولوژي گياهي" تأليف "فريدهدخت سيد مظفري" و همچنين "مباني گياهشناسي عملي" تأليف "دكتر مژگان فرزامي سپهر" توصيه ميشود
روزنه (Stoma):
روزنهها را ميتوان به طور كلي به دو نوع آبي يا هوائي تقسم نمود
۱- روزنه هوايي:
در گیاهشناسی به منافذ موجود در اپيدرم برگ یا دیگر اندامهای گیاهی که برای جابهجایی گازها کاربرد دارد، روزنه هوایی گفته میشود. وظيفه روزنههاي هوايي تبادلات گازي و تعرق است. تعرق يعني از دست دادن آب در گياه به صورت گاز (بخار آب). سلولهاي محافظ روزنه (Guard Cells) لوبيايي شكل بوده كه داراي كلروپلاست ميباشند. اين سلولها داراي قدرت تحرك بوده و قادرند روزنه را باز يا بسته نمايند كه با اين كار ميزان تبادلات گازي را كنترل مينمايند

* تصوير سلول روزنه همراه با سلولهاي محافظ روزنه (استمات)
در شرايط محيطي مرطوب سلولهاي روزنه در اثر جذب رطوبت متورم شده (تورژسانس) و منفذ آن باز ميشود. در شرايط محيطي خشك سلولهاي روزنه آب خود را از دست داده و پلاسموليز رخ ميدهد كه نهايتاً منجر به بسته شدن منفذ ميگردد. دليل باز و بسته شدن معكوس سلولهاي روزنه عدم يكنواختي ضخامت ديواره سلولي ميباشد. ضخامت در ديوارههاي داخلي سلولهاي روزنه بيشتر از ديوارههاي خارجي آن ميباشد

* ساختار باز و بسته شدن روزنههاي هوايي
در زير روزنههاي هوايي فضاي خالي به نام اتاق زير روزنه (Substomatal chamber) وجود دارد. البته لازم به ذكر است كه در روي روزنه بر خلاف اپيدرم فوقاني و تحتاني برگ، كوتيكولي وجود ندارد
منشأ سلولهاي محافظ روزنه سلولهاي اپيدرمي برگ ميباشد. طرز تشكيل آن بدين صورت است كه نخست يك سلول كه ميتوان آن را سلول مادر سلولهاي محافظ (گارد) ناميد در برگ بسيار جوان با تقسيم ميتوز، دو سلول را بوجود ميآورد . سپس اين دو سلول كمي طويل ميشوند و تيغه مياني ديواره حد فاصل اين دو در نواحي مياني ژلهاي ميگردد. در مراحل بعد با رشد بعدي اين دو سلول، ديواره حد فاصل از هم جدا شده و سلولها لوبيايي شكل ميشوند. در اين سلولها كلروپلاست نيز پديدار ميشود . بدين ترتيب سلولهاي گارد بوجود ميآيند. در طول تشكيل سلولهاي گارد، ممكن است دو يا چند سلول اطراف آنها نيز از ساير سلولهاي اپيدرمي متمايز شده و تبديل به سلولهاي همراه شوند
روزنههاي هوايي را به روشهاي مختلف طبقهبندي مينمايند كه در ادامه به ذكر دو روش آن خواهيم پرداخت:
الف) انواع روزنههاي هوايي بر اساس موقعيت قرارگيري سلولهاي محافظ روزنه (گارد) نسبت به ساير سلولهاي اپيدرمي:
۱- روزنه هوايي برجسته: استوماتها بر روي ياختههاي همراه و بالاتر از ياختههاي اپيدرمي مجاور خود قرار ميگيرند
۲- روزنه هوايي سطحي: استوماتها با ياختههاي اپيدرمي مجاور خود در يك سطح قرار ميگيرند
۳- روزنه هوايي فرو رفته يا عمقي: استوماتها در زير ياختههاي همراه و در نتيجه پائينتر از سطح بشره قرار ميگيرند
۴- روزنه هوايي مخفي يا نهفته: گاهي فرورفتگيهايي به نام غار يا كريپت (Crypt) در بشره بعضي از گياهان مشاهده ميشود كه استوماتها در داخل آن قرار ميگيرند. لازم به ذكر است كه در كريپت علاوه بر استوماتها، كركها نيز قابل مشاهدهاند
ب ) انواع روزنههاي هوايي بر اساس چگونگي آرايش سلولهاي همراه در اطراف سلولهاي محافظ:
بر اين اساس ميتوان انواع تيپهاي روزنهاي زير را در تك لپهايها و دولپهايها مشاهده نمود:
تك لپهايها:
------------
۱- لالهايها، زنبقيها و ثعلبيها: در اين تيپ سلولهاي اپيدرمي دراز و كشيدهاند كه سلولهاي محافظ نيز در جهت كشيدگي اين سلولها كشيده شدهاند. اين تيپ فاقد سلولهاي همراه ميباشد
۲- برگ بيدي: در تيپ برگ بيدي چهار سلول همراه دو به دو بر هم عمودند. دو تاي كوچكتر موازي با دو سلول گارد قرار داشته دو سلول همراه بزرگتر بر اين چهار سلول عمودند
۳- گندميان: سلولهاي محافظ در اين تيپ دمبلي شكل بوده و سلولهاي اپيدرمي دراز و كشيده، منتهي با ديواره سلولي دندانهدار
دو لپهايها:
--------------
۱- آنموستيك (Anemocytic): سلولهاي همراه اطراف سلولهاي محافظ يك شكل و يكسان بوده به طوريكه ميتوان گفت فاقد سلول همـراه ميباشند (در گونههاي شمعداني، گل ميمون، خشخاش، كدو و ...)
۲- پاراستيك (Paracytic): دو سلول همراه، موازي با دو سلول محافظ و در امتداد محور طولي آن قرار ميگيرند (در گونههاي ماگنوليا، اقاقيا، پيچك و ...)
۳- دياستيك (Diacytic): سلولهاي همراه عمود بر محور طولي سلولهاي محافظ قرار دارند (در گونههاي ميخك، تيره آكانتاسه و ...)
۴- آنيزوستيك (Anisocytic): سه سلول همراه اطراف سلولهاي محافظ، اندازههاي متفاوتي دارند. به طوريكه يكي از همه كوچكتر و يكي از دو تاي ديگر بزرگتر است (در گونههاي شببو، سيبزميني، كلم و ...)
۵- اكتينوستيك (Actinocytic): سلولهاي همراه در اطراف سلولهاي محافظ به حالت شعاعي قرار ميگيرند
۲- روزنه آبي:
وظيفه اين روزنهها تعريق يعني از دست دادن آب به صورت قطرات مايع ميباشد. اگر آب كافي در اختيار برخي گياهان وجود داشته باشد اما بدليل پايين بودن دماي محيطي و يا بالا بودن رطوبت نسبي محيط و يا هر عامل ديگر تعرق صورت نگيرد آب اضافي گياه به صورت تعريق دفع ميشود
روزنههاي آبي در نوک یا حاشیه برگها وجود دارند و حتي در بخشهاي غوطهور در آب نيز ديده ميشوند. اين روزنهها نيز توسط دو سلول محافظ لوبيايي شكل احاطه شده اما اين سلولها غير متحركند. لذا بر خلاف روزنههاي هوايي، روزنههاي آبي همواره باز ميباشند

* موقعیت روزنه آبی در حاشیه برگ
در زير دو سلول محافظ، اتاق زير روزنه وجود دارد كه در زير آن پارانشيم ويژهاي به نام اپيتم (Epithem) موجود است. سلولهاي اپيتم بر خلاف سلولهاي پارانشيم برگ، فاقد كلروپلاست بوده و از آنها كوچكتر ميباشند. انتهاي باز آوندهاي چوبي برگ به اپيتم ختم ميشود. مجموعه استوماتهاي آبي، اپيتم و رگبرگ يك هیداتود (Hydathode) را تشكيل ميدهد
* براي اطلاعات بيشتر در خصوص انواع روزنهها، ميتوانيد به سايت دكتر زالي مراجعه نمائيد
کرکها (Trichomes) ضمائم اپیدرمي هستند كه در نتيجه افزايش حجم و طويل شدن سلولهاي اپيدرم يا تقسيمات سلولي آن حاصل ميشوند. كركها جزء بافت محافظ گياه بوده و برحسب شكل، اندازه و تعداد سلولها در گياهان مختلف متفاوتند و اشكال متنوعي خواهند داشت. در سطح برگ، ميوه، ساقه، تخمدان و پرچمها نیز يافت ميشوند

* شكل كرك يك رديفي (چند سلولي ساده)
كركها برحسب نوع ساختار به کرک تك سلولي (Unicellular trichome) و کرک چند سلولي (ulticellular trichome) تقسيم ميگردند. هركدام از اين دو نوع نيز خود يا سادهاند يا منشعب. به طور مثال كركهاي گلبرگ رز از نوع تك سلولي ساده بوده، در حاليكه كركهاي كيسه كشيش (Capsella bursa-pastoris) از نوع تك سلولي منشعب ميباشد
به طور كلي بر حسب شكل، كركها را ميتوان چنين دستهبندي نمود:
۱- كرك سوزني: تك سلولي ساده، مثال: جنس Ficus elastica
۲- كرك يك رديفي: چند سلولي ساده، مثال: گیاه شمعداني (Pelargonium)
۳- كرك خوشهاي: چند سلولي منشعب، مثال: جنس Arabidopsis (ديدن اين تصوير نيز خالي از لطف نيست)
۴- كرك ستارهاي: تك سلولي منشعب، مثال: جنس كيسه كشيش (Capsella bursa-pastoris)
۵- كرك درخت مانند: چندسلولي منشعب، مثال: برگ چنار (Platanus). لازم به ذكر است كه به اين كرك، مطبق نيز ميگويند
۶- كرك سپر مانند: چند سلولي منشعب بود، مثال: ميوه سنجد (Elaeagnus)
۷- كرك چند سلولي كوتاه: مثال جنس سيبزميني (Solanum)
علاوه بر موارد فوق، كركها را نيز ميتوان بر حسب نوع عملكرد آنها به ۱- كركهاي محافظ يا پوششي كه از تعرق سريع گياه جلوگيري به عمل آورده و جلوي تشعشعات مضر آفتاب را ميگيرد و ۲- كركهاي ترشحي (Secretory trichome) كه نوك آنها متورم گرديده و معمولاً حاوي اسيد فرميك يا اسيد سيتريك، اسانسها و روغنهاي فرار ميباشد (به كركهاي غدهاي (Glandular trichome) نيز معروفند كه يك سلولي تا چند سلولي هستند) تقسيم كرد. نمونه كركهاي ترشحي را در ساقه و برگ گياه شمعداني ميتوان مشاهده نمود. تصوير ۱ و ۲
نشاسته با فرمول شيميايي C6(H2O)5}n} به لحاظ ساختاری یک ترکیب خوشهای از پلیمرهای خطی است كه توسط آنزيم آميلاز به دو واحد گلوكز تبديل ميگردد. نشاسته در آب سرد و الكل غيــر قابل حل بوده و حالت سوسپــانسيون به خود گرفته ولی در آب گرم ۷۰ درجه سانتيــگراد متورم شده و دانههاي آن تركيده و حالت ژلهاي و چسبنده ايجاد ميگردد

در گیاهان، نشاسته در اندام سلولی ویژهاي به نام آميلوپلاست ذخیره میگردد. دانه نشاسته از دو زنجيره اصلي و شاخههاي فرعي تشكيل شده است. به زنجيره اصلي آن آميلوز ميگويند كه در آب، محلول بوده و ۲۰ درصد از ساختمان شيميايي نشاسته را تشكيل ميدهد. شاخههاي فرعي آن آميلوپكتين نام دارد كه در آب، نامحلول بوده و ۸۰ درصد ساختمان شيميائي آن را تشكيل ميدهد. مُعرف رنگي دانههاي نشاسته لوگل بوده كه آنرا به رنگ آبي تا بنفش در ميآورد. نكته قابل توجه آنكه يد موجود در معرف لوگل با زنجيره اصلي آميلوز تركيب ميشود
در طول فرآيند فتوسنتز، دانه نشاسته (Starch grain) در روز توليد شده و درصد آن در برگها بالا ميرود و بالعكس در شب به مصرف گياه ميرسد و اضافات آن در آميوپلاست ذخيره ميگردد. دانههاي نشاسته در پلاستها بر حجمشان افزوده شده به اندازهاي كه غشاي پلاست را پاره ميكند و در اغلب گونهها طبقات متحدالمركز در اطراف يك نقطه به نام ناف بوجود ميآورد كه علت آن اختلاف در ميزان جذب آب لايههاي مختلف ميباشد
براي مشاهده دانه نشاسته در اين آزمايشگاه، از سيب زميني و پودرهاي تهيه شده از بذرهاي لوبيا، گندم، ذرت و برنج استفاده شد. در مورد سيبزميني به دو صورت ميتوان دانههاي تخممرغي شكل نشاسته را در زير ميكروسكوپ مشاهده كرد. در حالت اول به كمك تيغ بُرش، چند بار بر سطح سيبزميني بكشيد. شيرابه حاصل از آن را بر روي لام قرار داده و سپس يك قطره لوگل به آن بيفزائيد. سپس لامل را بر روي نمونه قرار داده و در نهايت آن را در زير ميكروسكوپ مشاهده كنيد. دانههاي نشاسته در سيبزميني به اين شكل خواهند بود
در حالت دوم به كمك تيغ بُرش يك لايهي بسيار نازك از سيبزميني جدا كنيد (تهیه ی یک بُرش طولي)، نمونهي مورد نظر را بر روي لام قرار داده و سپس يك قطره لوگل به آن بيفزائيد. بعد از قرار دادن لامل و مشاهدهي نمونهي مورد نظر در زير ميكروسكوپ، ميتوانيد سلولهاي اختصاصي ذخيرهكنندهي نشاسته (آميلوپلاست) را كه مملو از دانههاي نشاسته است به صورت اين شكل ببينيد
براي ديدن دانه نشاسته در نمونههاي بعدي كه بذر پودر شدهي آنها در آزمايشگاه موجود ميباشد، فقط كافيست قدري از پودر تهيه شدهي هر كدام از موارد فوقالذكر را بر روي لام قرار داده و سپس با افزودن يه قطره لوگل نمونه را جهت مشاهده آماده نمود. براي ديدن تصاوير بدست آمده بر روي گندم، ذرت، برنج و لوبيا كليك كنيد
هرگاه دو محلول آبی با غلظتهای متفاوت، به کمک یک پرده نیمه تراوا از هم جدا شوند، پدیده اسمز رخ میدهد و آب از محیط رقیق به غلیظ انتشار مییابد. حال در نظر بگیرید که غشاء هر سلول، پردهای نیمه تراوا محسوب میشود. چرا که آب را از خود عبور میدهد، ولی خیلی از ذرات موجود در آب از آن عبور نمیکنند. از سوی دیگر، سیتوپلاسم هر سلول، یک محیط آبی نسبتاً غلیظ است. به این ترتیب، اگر سلول در محیطی غلیظتر یا رقیقتر از سیتوپلاسم خود قرار گیرد شرایط پدیده اسمز برقرار است و آب از محیط رقیق به غلیظ خواهد رفت

اگر سلول در محیط رقیقتر از سیتوپلاسم خود قرار گرفته باشد، فشار اسمزی سیتوپلاسم از محیط بیشتر است و در نتیجه مقدار آبی كه به سلول وارد میشود بیشتر از مقداری است که از آن خارج میشود. در این حالت میگوئیم سلول دچار «تورژسانس» شده است ( مشاهدهي تصاوير ۱ و ۲ )
این پدیده که به آن آبگیری یا آماس نیز میگوئیم، میتواند منجر به پاره شدن غشاء و ترکیدن سلول شود. سلولهای مختلف برای مقابله با آن، از روشهای مختلفی استفاده میکنند. این پدیده (تورژسانس) مشکل بزرگی برای تک سلولیهای آب شیرین محسوب میشود. دقت کنید که این جانداران در محیط بسیار رقیق زندگی میکنند و در نتیجه، اختلاف غلظت درون و بیرون غشاء آنها زیاد است. دو روش معمول مقابله این جانداران با مشکل تورژسانس، داشتن دیواره و واکوئل ضرباندار است
سلولهای دارای دیواره، بر اثر تورژسانس صدمه نمیبینند. در این سلولها، با وارد شدن آب به سلول، غشاء متورم شده و به دیواره میچسبد. در این حالت، غشاء نیرویی به دیواره وارد میکند و بر اثر مقاومت دیواره، نیروی عکسالعملی نیز از طرف دیواره به غشاء وارد میشود که آنرا «فشار دیوارهای» مینامند. فشار دیوارهای موجب میشود ورود و خروج آب به سلول با هم برابر شوند و در نتیجه، غشاء سلول سالم میماند. این پدیده که در سلولهای گیاهی هم رخ میدهد، عامل شادابی و استوار ماندن اندامهای فاقد بافت استحکامی (مانند برگها) در گیاهان میشود
روش دوم مقابله با تورژسانس، استفاده از واکوئل ضرباندار است. این اندامک، با خارج کردن آب اضافی سلول، مانع ترکیدن آن میشود و در تک سلولیهای بدون دیواره آب شیرین مانند اوگلنا وجود دارد
حال در نظر بگيريد سلول در محیطی غلیظتر از سیتوپلاسم خود قرار گرفته است. در این شرایط، فشار اسمزی محیط از سلول بیشتر بوده و در نتیجه محیط از سلول آب میگیرد. به این پدیده «پلاسمولیز» میگويند (مشاهده تصاوير ۱ و ۲ )
جالب است که در طول تکامل، راههای مؤثری برای مقابله با پلاسمولیز در سلولها ایجاد نشده است. احتمالاً این مسأله به دلیل آنست که شانس چنین پدیدهای بسیار کم بوده، یعنی با توجه به غلظت نسبتاً بالای محیط درون سلول، شانس کمی وجود دارد که سلولی در شرایط پلاسمولیز قرار گیرد و به همین دلیل بر خلاف پدیده تورژسانس که در بالا به شایعترین راههای مقابله با آن اشاره شد سلولها نمیتوانند به طور مؤثری در برابر پلاسمولیز از خود دفاع کنند
جالب است بدانید مکانیسم باکتری کُشی نمک به این مطلب بستگی دارد. در زمانهای قدیم، از نمک برای حفظ مواد غذایی در برابر فساد استفاده میشده است. تأثیر نمک، غلیظ کردن محیط است که باعث میشود سلولهاي باکتری آب از دست داده و در نتیجه از بین بروند
* اگر سلول داخل محلولي باشد با يك غلظت، تبادلي صورت نميگيرد. چون غلظت آب در هر دو يكسان است. اصطلاحاً اين محيط را محيط ايزوتونيك گويند. محلولي را كه غلظت آب در آن بيشتر است محيط هيپوتونيك و ديگري را كه غلظت آب كمتري دارد محيط هيپرتونيك گويند
سلول، واحد ساختاري مشترك در تمام موجودات زنده است كه عنصري مستقل، كوچك و داراي اندازههاي ميكروسكوپي است. محتويات سلولي مجموعهاي از اجزاء و سازوارههايي با ساختاري بسيار پيچيده و تركيبات خاص ميباشد. تمام ظواهر و پديدههاي حياتي و واكنشهاي موجود، ناشي از فعاليت همين محتويات خاص سيال گونه (پروتوپلاسم) درون سلولي است. همه سلولها حاصل از يك سلول اوليهاند. سلولهاي گياهي نسبت به سلولهاي جانوري داراي اشكال متنوعترند. سلولهاي گياهي داراي اشكال چند ضلعي با اقطاري مساوي و منظم و يا كشيده هستند و علاوه بر آن سلولهاي گياهي محصور در غشاء شكل دهنده (اسكلتي) نسبتاً سخت، محكم و مقاومند كه گاه نازك و گاهي نيز ضخيم است
سادهترين راه مشاهده سلول گياهي، مطالعه سلولهاي اپيدرم فلس پياز (Allium cepa) است. اپيدرم فلس پياز در زير ميكروسكوپ به صورت سلولهاي چند وجهي كشيدهاي است كه بطور منظم كنار هم قرار داشته و به هم چسبيدهاند. در هسته (Nucleus) معمولاً يك يا دو هستك (Nucleole) ديده ميشود. علاوه بر هسته در داخل سلولها واكوئل (Vacuole) يا حفرههاي سيتوپلاسمي نيز وجود دارد كه در ابتدا كوچك و پراكندهاند كه با رشد سلول به هم ملحق شده، حفرهي واحد و بزرگي را تشكيل ميدهند. در سلولهاي پير و مسن كه واكوئلها قسمت اعظم فضاي دروني آنها را فرا ميگيرند هسته به گوشهايي رانده شده، ساير محتويات سلول به صورت ورقهايي نازك در اطراف واكوئل مركزي و چسبيده به غشاء باقي ميماند

* براي مشاهدهي سلولهاي واقعي پياز با عدسيهای شيئي 20x و 40x به ترتيب شكل ۱ و ۲ را كليك كنيد
بعد از تهيه بُرشهاي نازك و ظريف، نوبت به رنگآميزي آنها ميرسد. رنگآميزي به دو صورت امكانپذير است: ۱- رنگآميزي منفرد يا ساده، ۲- رنگآميزي مضاعف
در رنگآميزي ساده معموماً از يك معرف رنگي و در رنگآميزي مضاعف از دو و يا چند معرف رنگي استفاده ميگردد (در اكثر اوقات، از لوگول كه معرف نشاسته ميباشد در رنگآميزي ساده استفاده ميشود)
مراحل رنگآميزي مضاعف:
۱- قرار دادن بُرشهاي تهيه شده در آب ژاول ۲۰ درصد به مدت ۱۵ الي ۲۰ دقيقه، بسته به نوع بافت از لحاظ نرم بودن و يا خشبي بودن آن، جهت بيرنگ شدن بافتهاي گياهي
۲- شستشوي نمونهها با آب مقطر (ترجيحاً عمل شستشو را در اين مرحله دو بار انجام دهيد. چرا كه در صورت باقي ماندن آب ژاول در بافت گياهي، ماندگاري آن كم خواهد شد)
۳- قرار دادن نمونهها در اسيد استيك ۱۰ درصد به مدت ۲ دقيقه به منظور تركيب با آب ژاول باقيمانده در بافت گياهي (اگر بافت گياهي به مدت طولاني در اسيد استيك بماند متلاشي خواهد شد)
۴- قرار دادن بافت گياهي در متيلن آبي به مدت ۵ الي ۱۰ ثانيه (اولين مرحلهي رنگآميزي)
۵- شستشوي نمونهها با آب مقطر
۶- قرار دادن نمونهها در الكل اتانول ۷۰ درصد به مدت ۳ الي ۵ دقيقه به منظور شسته شدن رنگ اضافي متيلن آبي (به منظور حفظ رنگ آبي در بافتهاي چوبي و ليگنيني)
۷- شستشوي نمونهها با آب مقطر
۸- قرار دادن نمونهها در محلول كارمن زاجي جهت رنگ آميزي بافتهاي زنده و عموماً سلولزي به مدت ۱۰ الي ۱۵ دقيقه
۹- شستشوي نمونهها با آب مقطر
* بعد از اين مرحله، با قرار دادن نمونه بر روي لام و سپس پوشاندن آن توسط لامل، نمونهي مورد نظر آمادهي مشاهده و بررسي در زير ميكروسكوپ ميباشد
** در صورت تمايل به نگهداري نمونه، ميتوان بعد از مراحل رنگآميزي با افزودن يك قطره گليسيرين به نمونه، آن را جهت فيكس نمودن آماده كرد. سپس دور لامل مورد نظر را با لاك ناخن بيرنگ (جهت عدم نفوذ هوا، گرد و غبار و ساير مواد ديگر) پوشاند. اصولاً براي ماندگاري بيشتر نمونه، از يك قطره چسب كانادا بالزام استفاده ميشود. البته بدليل گران بودن، در اكثر موارد از اين گزينه صرف نظر خواهد شد
در ابتدا، اندام گياهي مورد نظر را از محيط تهيــه نموده و سپس در صورت نيــاز به شستشو، آنــرا با آب معمولي بشوئيد. سپس با تيغ معمولي اقدام به تهيه برشهايي با ضخامت بسيار نازك نمائيد
جهت تهيهي نمونههاي گياهي، رعايت موارد ذيل پيشنهاد ميگردد:
۱- جهت حركت تيغ به هنگام بُرش بايد عمود بر اندام گياهي مورد نظر باشد
۲- حركت دست، حالت رفت و برگشتي نداشته باشد
۳- حركت دست سريع باشد
۴- با يك دست نمونه را بر روي تخته كار يا شيشهي ساعتي دمر، ثابت نگه داشته و با دست ديگر تيغ را از روي اندام عبور دهيد
۵- بُرشهاي تهيه شده بايد يك لايه سلولي باشد. در غير اين صورت به هنگام بررسي در زير ميكروسكوپ، توده سلولي خواهيد ديد كه مناسب بررسي و مطالعه نميباشد
۶- بُرشهاي تهيه شده را سريعاً به شيشه ساعتي محتوي آب مقطر انتقال داده چرا كه در هواي آزاد سريعاً خشك ميشوند
۷- هر بار حداقل ۵ تا ۱۰ بُرش گياهي تهيه كنيد. چرا كه ممكن است بُرشهاي تهيه شده يا ضخيم بوده و يا اينكه در اثر حركت نامناسب تيغ، بافت مورد نظر له و پاره گردند. گاهي هم اتفاق ميافتد كه نمونهي مورد نظر در مراحل رنگآميزي از بين ميرود. تعداد بيشتر نمونه براي بالا بردن ضريب اطمينان كاري است
* براي تهيهي نمونههاي گياهي با ضخامت بسيار نازك از دستگاهي به نام ميكروتوم استفاده ميشود. مطالعهي اين پُست براي مراحل تهيه نمونه به كمك ميكروتوم توصيه ميشود
** جهت مشاهدهي تصويري مراحل تهيهي نمونه به كمك تيغ برش، اينجا را كليك كنيد
ميكروسكوپ نوري (Light Microscope) با قدرت تفكيك ۲۴ صدم میکرون، داراي دو جزء نوري و مكانيكي است:
۱- اجزاء نوري ميكروسكوپ عبارتند از: منبع تغذيه نور و قطعات مرتبط با آن از قبيل لامپ با ولتاژ ۲۰ وات، فيلتر تصحيح نور و كندانسور
كندانسور خود شامل: فيلتر رنگي (تصحيح نور)، ديافراگم (جهت تنظيم حجم نور)، دو عدد عدسي محدب، پيچ نگهدارنده كندانسور و پيچ تنظيم ديافراگم
۲- اجزاء مكانيكي ميكروسكوپ شامل:
- پايه (Base): كليه قطعات ميكروسكوپ بر روي پايه مستقر ميباشد. در برخي از مدلهاي ميكروسكوپ نوري؛ منبع نور، فيوز و كابل برق بر روي پايه تعبيه ميگردند
- دسته (Handle): جهت حمل و نقل ميكروسكوپ استفاده ميشود (به هنگام جابجائي ميكروسكوپ آن را روي ميز كار نكشيد)
- لوله ميكروسكوپ (Barrel): مشتمل بر عدسي چشمي (Ocular lens) و عدسي شيئي (Objective lens) كه با بزرگنمائيهاي مختلف طراحي ميشوند
- صفحه گردان يا متحرك (Revolver): عدسيهاي شيئي بر روي اين صفحه قرار ميگيرند و با چرخاندن آن موقعيت عدسيهاي شيئي تغيير ميكند (لازم به ذكر است كه صفحه گردان را بايد در جهت ساعتگرد چرخاند)
- پيچ تنظيم سريع (Macrometrique): اين پيچ بر روي دسته تعبيه شده و باعث ميگردد كه صفحه پلاتين با سرعت بيشتري در جهت عمودي جابجا شود
- پيچ تنظيم آهسته (Micrometrique): اين پيچ بر روي پيچ تنظيم سريع قرار داد و صفحه پلاتين را در جهت عمودي و در حد ميكرون جابجا ميكند
- صفحه پلاتين (Platine plate): صفحهاي است كه نمونه مورد نظر روي آن قرار ميگيرد و در جهت طول و عرض داراي دو خط كش مدرج ميباشد كه جهت ثبت و يادداشت مكان يك نمونه خاص بكار ميرود
- پيچ طول و عرض: اين پيچ زير صفحه پلاتين قرار دارد كه آن را در جهت طول و عرض جابجا ميكند

* اجزاء مختلف میکروسکوپ نوری (تک چشمی)
سر فصل ارائه شده توسط شورايعالي برنامهريزي براي بخش آزمايشگاه زيستشناسي گياهي به شرح ذيل ميباشد:
تعداد واحد: ۱
نوع واحد: عملي
پيشنياز: ندارد
- روش كار شناسائي ابزار و مواد : ميكروسكوپ نوري، لوپ دو چشمي، ميكروتوم دستي، مواد اوليه لازم در تثبيت و رنگآميزي
- مشاهده سلول گياهي: نمونههاي مختلف سلول گياهي در حد مشاهده ارگانها با ميكروسكوپ نوري
- بررسي نمونههاي مختلف بافتهاي گياهي
- ريشه: مطالعه ساختمان داخلي و خارجي، ساختمان نخستين در تك لپهايها و دو لپهايها، ساختمان پسين
- ساقه: مطالعه ساختمان داخلي و خارجي، ساختمان نخستين در تك لپهايها و دو لپهايها، ساختمان پسين
- برگ: مطالعه ساختمان خارجي و داخلي (بُرش برگ تك لپهايها و دو لپهايها)
- تنفس: معرفي تنفس و اختلاف شدت تنفس در اندامهاي مختلف گياهي
- فتوسنتز: پيگمانهاي فتوسنتزي، فتوسنتز در قطعات برگها
- تعرق: نشان دادن تعرق در گياه، باز و بسته شدن روزنهها، جذب آب و تعريق
- گُل: ساختمان ظاهري، ساختمان داخلي، اجزاء مختلف گُل با تكيه بر ساختمان بساك و مادگي
- ميوه و دانه: انواع ميوهها و دانهها، ساختمان دروني دانه تك لپهايها و دو لپهايها، آلبوميندار و بدون آلبومين
- شناسائي نمونههاي مختلفي از جلبكها و گلسنگها
- قارچها: شناسائي نمونههاي مختلفي از قارچهاي ماكروسكوپي و ميكروسكوپي (شناسائي نمونههائي از گروههاي عمده قارچها)
- خزهها و نهانزادان آوندي: شناسائي انواعي از خزهها و هپاتيكها، مورفولوژي اندامهاي رويشي و زايشي در نمونههاي مختلف نهانزادان آوندي
- بازدانگان: مورفولوژي و تشريح اندامهاي رويشي و زايشي
- تنوع گياهان با توجه به زيستگاه آنها (معرفي نمونههائي از گياهان مناطق مختلف و سازگاريهاي آنها)
.: Weblog Themes By Pichak :.
